وُلفگانگ اشْلوگْل

اجرای موسیقی و کارگاه آموزشی | مرداد 1396 | پلتفرم داربست، تهران، ایران

اجرای وی در پلتفرم داربست در روز 23 تیر نتیجه ی روندی بود که سه سال پیش شروع کرده و باز می گردد به زمان اولین اثر بدون کلامش که در آن پیانوی دستکاری شده را با فضای موسیقی الکترونیک ترکیب کرد. بخشهای الکترونیک موسیقی بیشتر بر پروژه های تحت تاثیر فرهنگ پاپ متمرکز بود، مانند گروه پُستـ راک الکترونیک سوفا سِرفِرْز یا موسیقی فیلم ها و طراحی های صدای تئاتر که در اتریش و آلمان کار کرده بود. وقتی برای برگزاری کارگاه آموزشی درباره ی تولید موسیقی الکترونیک به پلتفرم داربست دعوت شد، فکری به ذهنش خطور کرد: چرا تمرکز ما تنها بر جنبه های فنی است و به محتوای احساسی و عاطفی آثار توجه نمی کنیم؟ در طول پنج روزی که با گروه پرانگیزه و فرهیخته ی شرکت کننده کار کرد، تلاش کرد ارتباط متعارف بین معلم و هنرجو را تغییر دهد و اعضای گروه را تشویق کند که با همکاری یکدیگر موسیقی بسازند. امید است این تجربه ی جمعی به شکل گیری کار تیمی کمک کند و همکاری آنها در آینده نیز ادامه یابد. با این ذهنیت، تصمیم گرفت برای اجرای زنده از پیانوی جَز استفاده کند که آن را با آیتم ها مختلفی از قبیل شانه، میخ، توپ های لاستیکی و زنجیر دستکاری کرده بود. سپس بدون استفاده از فناوری دیجیتال، با این مداخله های آنالوگ کاری کرد که صدایی شبیه به موسیقی دیجیتال داشته باشند. شنوندگان ساز آکوستیک را می شوند که صدای آن به تدریج از حالت مرسوم به دیجتال تغییر میکند. با اینکه با این اجرا مانند هر رویداد هنری دیگری برخورد کرد، هدف این بود که به تدریج این روش متعارف را با افزودن عواطف انسانی تغییر دهد. به همین خاطر، چهار قطعه ی جز استاندارد را مبنای اجرا قرار داد که به لحاظ احساسی بسیار غنی هستند: «ولنتاین مضحک من» از چت بیکر، «ال. اُ. وی. ای» از نَت کینگ کُل، «تایم افتر تایم» از سیندی لوپر/مایلز دیویس، و «عشق برتر» اثر جان کولترین. با استفاده از چند ابزار بازیگری که همکاری با کارگردان های تئاتر و بازیگران آموخته بود، سعی کرد به جای ارائه ی ترکیبی از عناصر تکنولوژیک، در مکعب سیاه داربست فضایی پر از حس همدلی ایجاد کند. فرم موسیقایی و جنبه های تکنولوژیک کار تنها شالوده ای برای محتوای اجرا بود و پیام آن همدلی، محبت و «برتری عشق». با پردازش زنده ی صدا، بر خلاف دریافت رومانتیک احساسات عمل کرد و سعی کرد پلی بین شیوه ی خواندن ترانه های عاشقانه توسط انسان و ربات ایجاد کند. تقریبا می توانست سوالات ذهن مخاطبین را بخواند: «آیا مخلوقات مصنوعی قادر به گریستن هستند؟» «آیا مصنوعات دست انسان میتوانند عشق بورزند؟» «آیا رُبات ها خواب می بینند؟» «عامل انسانی در زندگی و عشق ما از کجا آغاز میشود؟







سایر فعالیت ها

خلاصه فعالیت های ما را در ویدیو شورریل تماشا کنید

نمایش ویدیو